هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان معمایی

رمان معمایی

دانلود رمان ویروس مجهول

دانلود رمان ویروس مجهول

دانلود رمان ویروس مجهول

دانلود رمان ویروس مجهول

1 - دانلود رمان ویروس مجهول نام رمان : ویروس مجهول

2 - دانلود رمان ویروس مجهول نویسنده : نگار ۱۳۷۳

3 - دانلود رمان ویروس مجهول تعداد صفحات  : ۶۶۱

5 - دانلود رمان ویروس مجهول ژانر : ترسناک، معمایی، علمی و تخیلی

4 - دانلود رمان ویروس مجهولخلاصه : 

مریم یا به قول دوستاش، ماریا، یه دانشمند ایرانی مقیم آمریکاست که توی یه پروژه‌ی تحقیقاتی

بزرگ که به بیمارای مبتلا به ایدز کمک می‌کنه تا از چنگال ویروس اچ.آی.وی رها بشن، شرکت

داره. اوایل همه‌چی خوب پیش میره؛ ولی… اتفاقی پیش میاد که تحقیقات رو به هم می‌ریزه.

کسی هم نمی‌دونه این اتفاق از کجا آب می‌خوره و قصد کسی که خراب‌کاری کرده از این کار

چی بوده؛ ولی ماریا یه چیزی رو متوجه میشه؛ اینکه جون همه، همه‌ی دنیا، مخصوصاً ایرانی‌ها در خطره!

ادامه مطلب

دانلود رمان یک قانون مخفی

دانلود رمان یک قانون مخفی

دانلود رمان یک قانون مخفی

دانلود رمان یک قانون مخفی

1 - دانلود رمان یک قانون مخفی نام رمان : یک قانون مخفی

2 - دانلود رمان یک قانون مخفی نویسنده : سید محمد موسوی

3 - دانلود رمان یک قانون مخفی تعداد صفحات  : ۱۷۳

5 - دانلود رمان یک قانون مخفی ژانر : معمایی,جنایی,تخیلی

4 - دانلود رمان یک قانون مخفیخلاصه : 

فرهان، پسر جوانی که عاشق اینترنت و فضای مجازی است، به دنبال ارتباط مسائل روانشناسی

با دنیای مجازی می‌گردد. او در نتیجه تحقیقاتش به مرگ‌هایی غیرقابل‌باور برمی‌خورد که فکرش را

هم نمی‌کرد باعث شود روزی میان عقل و دلش حائلی ایجاد کند… .

ادامه مطلب

دانلود رمان ملکه مافیا

دانلود رمان ملکه مافیا

دانلود رمان ملکه مافیا

دانلود رمان ملکه مافیا

1 - دانلود رمان ملکه مافیا نام رمان : ملکه مافیا

2 - دانلود رمان ملکه مافیا نویسنده : DENIRA ( DELSA -98)

3 - دانلود رمان ملکه مافیا تعداد صفحات  : ۴۰۵

5 - دانلود رمان ملکه مافیا ژانر :  اجتماعی.عاشقانه.پلیسی..معمایی

4 - دانلود رمان ملکه مافیاخلاصه : 

رمان من درباره ی یک ملکه است که اصلاً لقب ملکه برازندش نیست . یه دختر عادی که می تونست مثل همه هم سن و سالاش، به راحتی زندگی کنه ؛ امّا انتقام یک مرد همه چیز زندگی اون رو عوض کرد. انتقامی که اگه نبود بانو، دلسا نمی شد و….مقدمه:ما هردو اشتباه کردیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان شب سرد

دانلود رمان شب سرد

دانلود رمان شب سرد

دانلود رمان شب سرد

1 - دانلود رمان شب سرد نام رمان : شب سرد

2 - دانلود رمان شب سرد نویسنده : راضیه درویش

3 - دانلود رمان شب سرد تعداد صفحات  : ۸۱۵

5 - دانلود رمان شب سرد ژانر :  معمایی,جنایی,عاشقانه

4 - دانلود رمان شب سردخلاصه : 

همه‌چی با رفتن تنها پناه زندگیم، یعنی برادرم به سربازی، شروع شد. بعد از رفتن محمد،

من موندم و مادری که لایق هر اسمی بود، الا مادر. تنها بودم و تنهاتر شدم. بدون اینکه از

حقیقت‌های پنهانی که تو گذشته نه‌چندان دور زندگیم اتفاق افتاده بود، خبر داشته باشم.
تو بی‌خبری به زندگی سختم ادامه می‌دادم، تا روزی که فردی ناشناس وارد زندگیم میشه

و به‌ یک‌باره مانند طوفانی ویرانگر، همه‌چیز رو به هم می‌ریزه. و من رو با حقیقتی رو‌به‌رو می‌کنه که…

ادامه مطلب

انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!)

انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!)

انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!)

انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!)

1 - انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!) نام رمان : انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!)

2 - انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!) نویسنده : meli770

3 - انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!) تعداد صفحات  : ۳۷۰

5 - انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!) ژانر :  عاشقانه،معمایی،جنایی

4 - انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!)خلاصه : 

-بهتره چشم هات رو ببندی. -تو کی هستی که به من دستور می‌دی؟
مثل همیشه، با کت و شلوار مشکیش بود که جلوم ایستاده بود.
– می‌دونی که برام کاری نداره چشم هات رو خودم ببندم، پس بهتره کاری که بهت گفتم رو انجام بدی.-انجام ندم؟ -مجبورت می‌کنم.
یه پوزخند تحویلش دادم. با صدای در، برگشتم. از چیزی که می‌دیم، سر جام خشکم زد.
با چشم های اشکیش، داشت التماسم می‌کرد که همین یک دفعه رو بهش شک نداشته باشم. خبر نداشت که خیلی وقته شکم نسبت بهش بر طرف شد، فقط خیلی دیر بر طرف شد.وقتی به خودم اومدم، چشم هام رو بسته بودن. صدای نحسش، مثل ناقوس مرگ توی گوشم بود.
-شنیدم که تیر اندازیت حرف نداره.
با شنیدن صدای تیر، چشم بند رو برداشتم.

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
کتاب ساز